تنش میان اپوزیسیون سوریه و کردهای این کشور، تنها به جدل اخیر آنها در مورد نشست استانبول محدود نیست.
|
هویت کورد درباره وبلاگ موضوعات مطالب اخیر آرشیو وبلاگ نویسندگان برچسبها پیوندهای روزانه پیوندها آمار وبلاگ
![]() ![]() مجله گول سووویژه كوردان فیلىتاریخ و سرگذشت ملت کرد تاریخی بس شگفت آور و پر فراز نشیب برای این ملت بزرگ و خستگی ناپذیر و ماندنی در طی روزگاران گذشته بوده است . در این جستار سعی می شود تا گذری بر تاریخ این ملت داشته باشیم و به جستجوی نکاتی که در این تاریخ مبهم می باشند برویم شاید بتوانیم در حد توان و با کمک اندیشمندان این رشته آنها را روشن کنیم و به افسانه هایی درباره تاریخ و سرگذشت این ملت بزرگ که ستون اصلی ایران زمین می باشند پایان دهیم یا به حقیقت و نزدیک کنیم . در این راه مسلما با ملتی اشنا می شویم که محققانی بزرگ هم خود را صرف تحقیق و تفحص در خصوص سرگذشت و تاریخ آنها و منابع مهمی را برایمان به ارمغان گذاشته اند در این میان محققان و نویسندگان داخلی و خارجی هر کدام برای خود نظرات خاصی راجع به سرگذشت ایم ملت دارند بیشتر آنها در نتیجه گیری بررسی ها و تحقیقاتی خود اتفاق نظرهای نزدیکی داشتهاند . اما اولین سئوالی که در پی خواندن کتابها و منابع مختلف به می آید اینست که به راستی ملت کرد کی هستند سرزمین و ماوای اصلی آنها کجاست اینگونه شک و تردید به آنها نگر یسته و این همه افسانه درباره آنها ساخته اند ؟ واژه کــرد اما پیش از آنکه با کمک محققان و منابع در دسترس به این پرسشها پاسخ داده شود باید بدانیم که اصولا واژه کرد به چه معناست و این کلمه از کجا آمده است در خصوص پیدایش این واژه و معنی آن بایستی برگردیم و به ابتدای تاریخ و آنجا که مکتوب و سند بر ایمان به جای مانده است ببینیم که این کلمه برای نخستین بار چگونه و در کجا به کار برده شده است همانطور که می دانیم تا پیش از بازگشت اقوام آریایی به سرزمین اصلی و مادری خود اقوام کهن تر و قویتری در این فلات قاره ای بشر می بردند که مرکز اصلی آنها همانطور که می دانیم زاگروس نواحی آن بوده است این اقوام عبارت بودند از گوتیها نژادی و همبستگی زبانی و فرهنگی .مشترک برخوردار بودهاند. آنچه اکثر محققین و نویسندگان قدیم و جدید بر آن اتفاق نظر دارند این است که قبل از آمدن قبایل کرد ایرانی به ناحیه کردستان قوم آریایی نژاد دیگری بنام کاردو در این سرزمین ساکن و دارای تمدن مهمی بوده اند که با مهاجرین هم نژاد خود در هم آمیخته و در هم مستحیل شدند و در نتیجه مهاجرین به همان نام نامیده شدند . این شروع مقاله دکتر حشمت اله طبیبی در خصوص واژه کرد میباشد او برای تایید نظریه و گفتهی خود میگوید : مبنای این نظریه اشاراتی است که در یکی از لوحههای سنگی آشوری مربوط به دو هزار سال قبل از میلاد .مسیح شده است در این لوحه از مملکتی به اسم کاردا یا کارداکا نام برده شده است که از دریاچه وان بطرف جنوب ممتد و بوده و قلاع بسیار محکمی در نواحی بتلیس کنونی داشته است که آثار آنها تا قرن پنجم و شم میلادی نیز باقی بوده است در کتاب تاریخ ریشه نژادی کرد او هم برای اثبات گفته خود به قرال لاگاشه آدادانارای که در 2400 ق.م به طایفه ای به نام کاردا استناد می کند . در یک سنگ مصطبه ای سومری که لفظ کرد خوانده شده است و آن هم نام ناحیه است نه اسم طایفه خاصی او پیش از این گفته است : در عهد پادشاهی گیمیل سین از سلسله سوم سلاطین او در نواحی کردستان فعلی از جانب آن پادشاه بامیری توانا سپرده شد مرسوم به ورنر و علاوه بر ولایت گنهر و هماری که ملک مورث آن امیر محسوب می شد نواحی اربل و ایشار فرمانفروایی طایفه سوبارتو و سرزمین کرده را به او واگذاشت بنابر تحقیق توردان ژان این طایفه همسایه طایفه سو بوده و بقول مستشرق داریور بدلیس بوده یادگار قرم آرامی ها آن ناحیه را بیت خقردو خوانده اند و شهری که بنام جزیره ابن عمر معروف است گزرتادو قردو مرسوم کرده اند . در خصوص این قوم و نام آن یعنی کماردا یا کاردو در قرن پنجم پیش از میلاد تیگلات پلیسر که با آنها درگیر می شود اشاره شده است . همچنین در جنگ ایران با یونان که گزنفون سردار و مورخ یونانی با اقوام کاردوک برخورد می کند گزنفون هم در این وبرخورد شجاعت و دلاوری آنها را میستاید و آنها را کرادوک و سرزمینشان را کاردوئن می نامد آرامیها این ناحیه را بث کاردو و تمامی بین فرات و دجله را گوژارتا کاردو نامیدهاند مورخین ارمنی این ناحیه را کوردوخ ذکر نموده و اعراب بکردا با کردای نامیدهاند . در جغرافیای قدیم ارمنستان در باب ولایت کرچیخ دیده می شود بنا بر آدنتس در کتاب آرمینات ص418 کلمه کرچیخ از دو جز است : کرتیخ + آیخ و معنی آن کرد است چنانکه آترپاتیخ یعنی ساکنان آتروپاتن دکتر طبیبی در ادامه گفتههایش در خصوص واژه کرد گفته است استرابون عالم جغرافیا دان یونانی که در اوایل تاریخ میلادی می زیسته مینویسد که قسمت ساحلی دجله از قوم کردین که از نسل مستحکمی است ناحیه ای که اشاره کرده است در حد فاصل دیاربکر و موصل کنونی واقع بوده و با این ناحیه مطابقت دارد ... تا اینجا از این دو محقق بزرگ با کمک ومنابع موجود بیان شده که واژه کرد به چه منطقهای اطلاق شده و از چه زمانی به کار برده شده است . اما در خصوص اینکه خود واژه ی کرد به چه معنی ست آنها تحقیقات دیگری اناجام دادند که دکتر طبیبی به نقل از مینور سکی در دایره المعارف اسلام ذیل لغت کرد می نویسد یونانیان ساکن این ناحیه را کرد وخوی نامیدهاند و جر اخیر این کلمه در لغت ارمنی علامت جمع است و میگوید گویا سبب این باشد که موزخان یونانی آن را از زبان یک مفر ارمنی شنیده اند . در لغت بابلی و آشوری لفظ کاردو به معنی نیرومند و پهلوان او دامهن میدهد که بعضی از محققان جدید کرد را تحریف خلد یا خالدی شمردهاند مانند راسیکه که گفته اند خالدی و کردی و کورتی و کردیای همه یکی است لفظ خادلی بنام سومری طوایفی است که آشوریها آنها را اوارتر یا اوارشتو نوشتهاند این قوم در حدود قرن نهم قبل از میلادد به ارمنستان مهاجرت کرده در جنوب دریاچه وان دولت مستقلی تشکیل دادند که تا اوایل قرا ششم قبل از میلاد وجود داشت خالدی در عبری بنام آرارات و در یونانی کزاردو نامیده شده اند به هر صورت از اینکه ناحیهی کاردو و یا کاردا یا کردوخ از اقوام آیایی نژاد کارددو مسکونی بوده است جای تردیدی نیست به علاوه قرائن و شواهد تاریخی و حغرافیایی اتحاد ریشه بین دو کلمه کرد و کاردو و قرابت و پیوند نژادی کردهای امروز را با کاردوهای قدیم کاملا اثبات می کند . استرابون در کتاب 15 بند هفدهم می گوید جوانان پارسی را چنان تربیت می کنند که در سرما و گرما و بارندگی بردبار و ورزیده باشند شب در هوای آزاد بحشم داری بپردازند و میوه جنگلی مثل بلوط و غیره مبخورند اینها را کردک گوشند مردم کردک از غارت زندگی می کنند و کردا به معنی دلیر است از اینجا معلوم می شود که جوانا دلیر و آزموده پارسی را کردک می گفته اند که همان کردوک و کرد میباشد تفاوت نژادی قائل نبوده اند ملاک کرد شدن را دلیر بودن و پر طاقت شده میدانستهاند و این قسم استعمال لفظ کرد مناسبت آن را با گرد بمعنی پهلوان تایید می کند . امیر شرف خان بدلیسی در کتاب شرف نامه در مورد معنی واژه کرد مینویسد ظاهرا لفظ کرد تعبیر از صفت عت ئاست چرا که اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از این طایفه برخاستهاند او ادامه میدهد که پهلوان نامدار رستم زابلی بهرام چوبین گرگین میلاد و فرهاد کوهکن مهمگی کرد بوده اند . پس با توجه به این تحقیقات و اسناد موجود ثابت می شود که واژه کرد صفتی است که به این مردمان داده شده است باین سبب همه مردمان صفاتی چون دلاری شجاعت را دارا هستند و به یقین واژه کرد و گرد یکی می باشند و این صفت را بعدا به تمام ساکنان زاگروس و نوتحی متعلق به آن دادند که همگی ریشه نژادی تاریخی فرهنگی مشترکی با هم داشته اند . منشا کــرد خصوص منشا کرد و اینکه ملت کرد کی هستند و از کجا آمده اند هر کدام از نویسندگان و محققانی که در این باره دست تحقیقاتی زده اند نظرات متفاوتی را ارئه دادهاند علاوه بر آن افسانه های نیز در این باره وجود دارد که به آنها شاره خواهد شد اما مستند ترین مدرکی که در دست می باشد و محققان به آن استناد کرده اند همان کتیبه ایست که نام کارداکا برآن حک شدهاست که می تواند راهنمایی باشد برای پیگیری منشا این قوم . برای بررسی این موضوع یعنی منشا کرد ابتدای سرطی با کتاب ریشه نژادی کردی نوشته احسان نوری پیش می رویم و آنگاه به سراغ دیگر محققانی که در این رابطه کار کرده اند خواهیم رفت . او می گوید در 2200 ق .م کمیل پادشاه او سرزمین کرده را امیر .ردنر سپرده است در سال 1370 ق.م کلمبه پادشاه طایفهای را به نام کرده خوانده و در کتیبههای آشور هم از فلات کارداکا و طایفهای کوطیه و کورد نام برده شده است گزنفون در سر راه خود که از ایران بر میگشت در نزدیکهای کوه جودی مبه ملت کاردو برخوردار کرده است . و اشاره به آن دارد که در حمله اسکندر به ایران ملت کاردو در صف لشکریان داریوش بوده است ملت کرد امروز تنها از ان کاردو ها نیستند بلکه کاردو ها ما را هدایت به هویت اصلی کردهای امروزی نماید او وطن اصلی کاردوها را بین دجله و فرات و کوه جودی می داند همچنین اعتقاد دارد که کوه جودی همان نام قوم گوتی ژوتی می باشد که پیش از تاریخ در این مناطق ساکن بودند و معنایش قهرمان جنگجو بوده است طبق نوشتاری کشف شده تاریخ حضور گوتیها را در مناطق گفته شده تا 3100 ق.م می رساند و معتقد است که در این تاریخ بوده که پادشاهی گوتی به نام انناتوم با عیلامیها جنگیده است . در این کتاب آمده است که مردم بابل و سو را بایستی ارایی خواند این سخن یکی از استادان دانشگاه لندن بنام وادن آورده است پس باید تاریخ آریائیان را به خیلی پیشتر برد چرا که با گفته بودن آریائیان در میان رودین حتمی بوده است می دانیم که همین قوم گوتی بودندد که سرزمینهای عیلام سومر و آکاد را اشغال کردند و حدود 120 سال حکومت راندند او اعتقاد دارد که لفظ کاردا پس از شکست تیریکان پیدا شده که به احتمال قسمتی از این گوتی ها که در حوزه بالاتر دجله باقی مانده بودند نام کاردا را به خود گرفته اند که آنهم به این خاطر بوده است که آکاد ها و سومری ها قهرمان جنگاور و پهلوان را می گفتند کارد که بعد ها این کلمه غوردو کوردو شد . در دنباله این بحث آمده است که امروز کردهای آن حوالی جوانهای خود را خورطو می خوانند که باید از غوردو آمده باشد وی به نقل از تاریخ کرد و کردستان و می نویسد. قرال اشوری توکتولنی راجع به یک واقعه در دو لوحه توضیحاتی داده در یکی لفظ کوتی و در لوحه دیگری به جائی کوتی لفظ کورتی را آورده است . در مقاله نخست دکتر طبیبی با نام منشا نژادی کرد آمده است در خصوص منشا نژادی کرد در طول تاریخ افسانه های ساخته اند از جمله اینکه گویند کرد از اقوام بسیار قدیم جهان است و مقدم بر همه طوایف روی زمین بوده است زیرا که نام یادگار عهدی است که نوع بشر پس از طوفان نوح بار دیگر شروع به انتشار کرد گویند مرد از نژاد کوتی است و گاف به جیم مبدل میشود و تبدلی تا نبه دال هم در زمان قدیم خیلی مثال و نظیر دارد پس گوتب همان جودی است و جودی همان نام کوهی است که سفینه نوح پس از طوفان بر آن نشست و این کوه اکنون در کردستان است بنابراین اول قومی که در آغاز پس از طوفان تشکیل شد نام این ناحیه را گرفت جودی یا گوتی خوانده شد و کرد از آن پیدا شد . تاریخ ریشه نژادی کرد به نقل از تاریخ مشیر الدوله بیان می کند هنگامی که بابل فتح شد و گوتی ها آن را گرفتند به این نام اشاره می کند که ارتش ایران به بابل وارد شدند پس از فتح بابل دیگر نامی از گوتی نیست و در همه جا کاردا کورتی کوسی شده است این کتاب به نقل از کتاب مژوی ادبی بیان می کند که دکتر کویشناو می گوید در هزاره چهارم پیش از میلاد مردمی از دشتهای جنوبی سیبریه و روسیه کوچ کرده به کوههای زاگرس رسیده جابجا شده اند که آنها را آزیائیک می گویند در هزاره سوم باز از همین زمینها دارند . با توجه به این مطلب وگفته قبلی احسان نوری اعتقاد او بر این است که ساکنان اولیه زاگرس و منشا اولیه کردها همان قوم کوتی کوسی ها هیتند که به طوایف و شعبات مختلف تقسیم شده اند. در همان صفحه و در دنباله همان مطلب آمده است که به عقیده ئوژن پیتار سولاک فون لوشان می نویسد : قسمتی از آریاییها که در ترکستان شوروی امروز جمع شده بودند بسوی جنوب ایران به حرکت و در آنجا دو قسمت شده یکی از کوههای هیمالیا گذشته به هندوستان رفته ملت هند را تشکیل قسمت دیگری در ایران نام ایران را تعمیم داده اند بعید نیست آمدنشان به ایران 2500 سال ق .م باشد قسمتی از آنها در دشت مانده و به نام فارس قسمت دیگر به کوههای زاگروس رفته طایفه طایفه شده و به نامهای لولو گوتی کوسی مانای کاردوش خالدی کاردو ماد معروف شده اند . اما در خصوص افسانههایی که درباره منشا کرد گفته شده است دکتر طبیبی میگوید : مسعودی در عیون الاخبار ص 481 اعتقاد بر این دارد که کرد قبایلی از اعراب هستند اومی گوید کسان درباره مبدا قبائل و تیر های کرد اختلاف کرده اند بعضی گفته اند آنها از قوم ربیعه بن نزار بن معد بین عدنانند که از روزگار قدیم جدا شده و به سبب گردنفرازی در کوهها و دره ها اقامت گرفته و با عجمان و ایرانیان که در آن نواحی مقیم شهرهای و آبادیها بوده اند مجاور شده و از زبان خویش بگشته اند و زبانشان عجمی شده است : در دنباله همین مطلب می افزاید : به نظر بعضی کسان قوم کرد از اعقاب مضر بن نزار و فرزندان کرد بن مرد بن صعصعه بن هوازان هستند و از روزگاران قدیم به سبب حادثه ها و همخونها که میان آنها از ربیعهت و مضر بوده اند و به جستجوی آب و چراگناه به کوهستان پناه برده ودر نتیجه .مجاورت اقوام دیگر از زباند عربی بگشته اند . به گمان این گونه مطالب که بیشتر توسط نویسندگان و جهانگردان عرب گفته شدهد به خاطر آن است که هویت اصیل ایرانی بودن کرد را زیر سئوال ببرند با این توجیهات بگویند که ملت کرد هویتی جدا از هویت اصیل خود دارند و بیشتر برای ایجاد تفرقه و جدایی بین آنها و دیگر اقوام همنژاد و همزبان خود بوده است اما هیچگاه نتوانستند با این کار برنامه خود درا عملی سازند . و اما به سراغ دیگر محقق بزرگ کرد یعنی استاد رشید یاسمی می رویم وی اعتقادد دارد که سرزمین ایران متعلق به کرد وبوده و هست وکردها بازماندگان اقوام کهن این سرزمین بوده اند که از سمت شرق ایران به سمت غرب آمده اند و در مناطق زاگروس و نواحی آن ساکن شدند در بومیان اولیه این مناطق که همنژاد با آنها بودند مستحیل شده و ملت بزرگ را تشکیل دادند . دکتر یاسمی در این باره دست به تحقیقات وسیعی زده و نظرات تمامی دانشمندان قدمیم و هم عصر خود را به بوته نقد کشانده است او اعتقاد دارد که تمام سرزمین ایران متعلق به کرد است و به هر جا سر بکشیم آثار و وجود کردها را می بینیم او برای اینکه ثابت کند در تمام این سرزمین مشترکند و منشا اصلی آن ها متعلق به این سرزمین بوده هست در کتاب کرد و پیوستگی نژادی او آورده است : باری بینات مسعودی در فصلی از آن کتاب که تحت عنوان ذکر الطبقه الثانیه من ملوک الفرس الاولی آورده چنین است اول آنها منوشهر بود و او از اولاد ایرج است هفت فرزند داشت اکثر تیره های فارس و سلسله های سلاطین آنان با وی پیوند در واقع شجره ی اعقاب منوشهر نسب نامه فارس محسوب است و همچنین است حال اکراد که اعتقاد فرس از نسل کردبن اسفند یا ذبن منوشهر هستند بعضی از عشایر کرد از انقرار ند با زنجان شوهجان شاذنجان نشاوره بوذیکان لر جورقان جاوانیه بازسیان جلالیه مستکان جارباقه جردغان کیکان ماجرادان هذبانیه و غیر اینها عشایر دیگر کرد در فارس و کرمان و سجستان و خراسان اصفهان جبال و همدان و شهر زور و در آباذ و صامغان و آذربایجان و ارمنیه و ارال و بیلقان و الباب و الابواب و جزیره و شام و ثغور ساکنند . با توجه به این گفته آورده شده از مسعودی که بیان داشته که کردها در تمام نقاط این سرزمین ساکن و حضور دائم داشته و دارند دیگر شاید نیاز نباشد که دنبال منشا جدید و یا دنبال نظریه جدیدی در خصوص منشا کردها باشیم چرا که حضور گسترده آنها در این سرزمین گویای آن است مه این ملت اولیه این سرزمین هستند و ریشه در اقوام کهن و باستانی این مرز و بوم دارند بطور کلی وقتی صحبت از کرد و منشا آن به میان می آمده منظور قوم و نژاد خاصی جدا از دیگر ملتهای ایران نیست در واقع خود آنها همان ملت اصیل و پاک نهاد این سرزمین می باشند چرا که در دورههای قدیم هر گاه نام کرد برده میشد منظور مردان شجاع و دلاور بوده است و کرد و گرد صفت مردمان این مرز و بوم بوده که بازماندگان همان اقوام کهن و باستانی نظیر گوتیها لولبیها میتانی ها کاسی ها ماد ها می باشند . همچنین در بعضی دیگر کتابهای قدیمی همچون مروج الذهب مسعودی و المعارف ابن قتیبه درباره منشا اولیه کرد آوردهاند که کردها بازمانده یا باقی مانده غذای ضحا کند بطوریکه فردوسی بر همین اساس و دیگر داستانهای اسطوره ای که در میان این مردمان بوده کردها را از تخمه ایرانیانی میداند که از چنگ ضحاک که در میان این مردمان بوده کردها را از تخمه ایرانیانی می داند که از چنگ ضحاک گریخته در کوهستانهای غرب ایران ساکن شدهاند . دکتر طبیبی برای گفته های خود در این خصوص اشعار فردوسی را که درباره منشا کرد سروده آورده است همچنین دکتر طبیب در این خصوص به کتاب کردستان نوشته شمیم هم اشاره ای دارد که گفته در میان اکراد شمتلی عیدی بنام کردی موسوم است که با مراسم مخصوص بیاد رفع ظلم وضحاک و گرفتاری او بدست فریدون بر پا میشود . احسان نوری در کتاب تاریخ ریشه نژاد کرد همانطور که عنوان شد کردها را از نسب کوسی ها یا گوتی ها می دانسته وی به تحول عصر ضحاک اشاره می کند و می گوید که در عهد ضحاک ملت ایران کوسی ها بوده و چون کردها را شهنامه از ملت جمشید نشان می دهد بنابراین با مطالعه محققین که کوسی ها را اجداد کردها معرفی می کنند وفق میدهد او برای اثبات این توضیح همان ابیات را که دکتر طبیبی در مقاله خود آورده نیز می آورد و اعتقاد دارد که پیشدادیان از گوتی های هستند که در کرد بودن و اسامی می بینیم و در میان کردان وجود دارد . احسان نوری همانند استاد رشید یاسمی و مینور سکی به نقل از موریه میآورد که در روز 31 وات مردم دماوند بیادگار نجات ایرانیان از ظلم ضحاک جشن گرفتند و این جشن کردی می خواندن این نام دلیلیست که ملت ایران عهد جمشید اجداد کردها بوده و دماوندی های هم که پدران خود را کرد میدانستهاند آن جشن را از پدران خود ارث برده و جشن کردی مینامیدهاند . او ادامه می دهد : در کردستان ترکیه این جشن را می گیرند و جشن تولدان میخوانند تولی دان مخفف تول هلدان است که در کردی به معنی انتقام گرفتن است میشود گفت روزی که انتقام خود را از غاصبین تاج و تخت ملت خویش گرفته یعنی حاکم بیگانه بدست رئیسشان گرفتار شده است جشن بر پا می کنند و نام جشن را هم بزبان خود کردی تول هلدان یعنی انتقام گرفتن نهادهاند پس از اسلام برای اینکه با مذهب جدیدشان خوش آیند باشد خشر نبی هم گفتهاند چون حضرت خضر در ساعات سخت و دشوار کمک دهنده شناخته شده است این مراسم را ارمنیها هم که هم خاک کردیتان بوده اند با مردها در همین روز انجام میدهند تقویمهای ارمنی آنرا دیانت آراج و عوام طرانداز می گویند و آنرا جشن ایزدی های کرد میدانند . پس می بینیم که منشا و ریشه کرد به جای خاصی خارج از این سرزمین نبوده و آنها را باید به همان اقوام کهن نسبت داد . همانطور که امروز در بعضی جاها و مناطق مردم کرد نسب خود را به پیشدادیان به خصوص نسب خود را به بزرگان این سلسله چون فریدون میرساند . همچنین در کتاب تاریخ ریشه کرد به طایفهای دیگر بنام نایری به نقل از کتاب کترنامه ی ایرانیان د عصر اشکانیان اشاره می کند که پادشاهان اورآرتو هم خود را شاه نایری میگفتند احتمال میدهد که آنها نمر نمریهای قدیم باشند که بنام نهری یا نایری که این نای ریها هم از طایفه گوتی و سوباریها بوده اند او جلوتر آمده و به نقل از کتاب میژوی کرد عنوان میکند که نایریها جلوتر از مدیان بودند و خطر جدی برای همسایگان محسوب می شدند که بعد ها مهمین نایرها نام خود را عوض کرده لفظ کرد را به خود گرفته اند او برای استدلال خود چنین می آورد چون که نایریها از کوتی بوده و کوتیهای این منطقه که بعدا کورتی خوانده شده اند پس از دست رفتن حاکمیت نایررها این طایفه در تحت نام عمومی ملی خود کورتی خوانده شدهاند که طوایف آنها مانند کرمانج کلهر لر نام طایفه گی خود را هم حفظ کرده اند . اما در بخش پایانی این بحص به مطلبی باید اشاره کرد که سالیان دراز است همچنان پابر جا مانده است و آن این که اقوام آریایی آنهایی بوده اند که از مناطق جنوبی سیبری به سوی فلات قاره ایران به حرکت در آمدهاند و در اینجا مسکن گزیدند آنها سه قوم پارت و پارس و مادند حال آنکه این اقوام بخصوص پارس و ماد موقع حرکت به این سود ابتدا با هم وارد زاگرس شدند و قوم پارس چند قرن دسته دسته به سوی جنوب حرکت کردند تا اینکه در ناحیه فارس کنونی بطور دائم ساکن شدند .چه بسا که در حین حرکت حرکت که آن هم چند قرن طول کشید و می توان گفت که به طور کامل در اقوام اولیه ساکن مستحیل شده بودند از نظر فرهنگی و ساختار سیاسی اجتماعی دگرگون شدند و این نشان از هم نژاد بودند و هم منشا بودن اولیه این اقوام است .
نوع مطلب : کوردانه، برچسب ها : سیری در تاریخ ملت کرد، عزیز شاهرخ از خوانندگان مطرح کرد است.
او ساکن شهر مهاباد است و به زبانهای کردی و فارسی آواز میخواند عزیز شاهرخ در سال ۱۳۱۷ در شهر مهاباد در کردستان دیده به جهان گشود. صدای عزیز صدایی منحصر به فرد و دلنشین بود و خانوادهاش نیز بسیار خوش صدا بودند بطوریکه پدر و برادر بزرگتر عزیز هم به خواندن علاقه داشتند. عزیز شاهرخ با شنیدن آثار استادانی چون سید علی اصغر کردستانی و کاویس به آواز علاقهمند شد. او هیچ گاه به صورت حضوری در خدمت استادی درس آواز نگرفت اما با تمرین از روی صفحات ضبط شده گرامافون، آواز را از اساتیدی نظیر محمد صالح دیلان، طاهر توفیق و حسن جزراوی فرا گرفت. وی همچنین محضر استاد محمد ماملی را در آواز و خوانندگی درک کرد. در سال ۱۳۳۶ برای نخستین بار صدای شاهرخ از رادیو مهاباد به گوش همگان رسید. حرفه اصلی او معلمی بود اما علاوه بر آن به شعر هم میپرداخت تا آنجا که برای آوازهایش ترانههایی میسرود. همچنین به آهنگسازی روی برخی ترانهها میپرداخت که ماحصل آن تصنیفهایی مثل از تنهایی، تو دریایی، شورش ناامیدی، دهت به رستم، آسمان شین (آبی) بود. عزیز شاهرخ دارای سبک خاصی در آواز است که این سبک آواز در موسیقی کردستان مختص او و بسیار پرطرفدار است.او به موسیقی کردی و مقامهای کردی (قطارکان) مسلط است. مقام شیرین بیان یکی از شاهکارهای اوست که به سبک خود آن را ادا میکند. او در چهار کشور دارای مردم کرد زبان یعنی ایران، عراق، سوریه و ترکیه شهرت دارد و یک هنرمند بینالمللی کرد به حساب میآید. عزیز شاهرخ تا کنون با نوازندگان چیره دستی همکاری داشته است که از میان آنها میتوان به گروه کامکارها، جلیل عندلیبی، سعید فرجپوری، حسین حمیدی، محمد فیروزی، بهرام ساعدو گروه آبیدر اشاره کرد. از مشهورترین آلبومهای او آلبومهای زمانه، از دست عشق و روناک با آهنگسازی و تنظیم: حمید رضا خجندی هستند. آثـــار
نوع مطلب : هنر مندان کورد، برچسب ها : عزیز شاهرخ، هنرمند کورد، شاهرخ، عروسی ژیلا مراسم روز جهانی زن عکس سالهای آخر زندگیش اتومبیل زمان تصادف ژیلا نگاهی گذرا به زندگی و شعر ژیلا حسینی؛ شاعر معاصر کردستان ایران ژیلا حسینی در سال 1343 در شهرستان سقز در شرق استان کردستان ایران در خانواده ای سنتی بدنیا آمد برخی از آثار او به شرح زیر است 1- دفتر شعر ( کردی ) به نام گه شه ی ئه وین " شادی عشق " ، چاپ اول سنندج، 1374 و چند اثر ناتمام یا چاپ نشده 1 - مجموعه شعری برای کودکان سه تار دل تنگم چه تاریک است شاید از آینه بپرس وقتی خوابت را می بینم 2 تو در خوابم 3 در همه ی شب ها تو قهرمان خواب هایی
نوع مطلب : هنر مندان کورد، برچسب ها : فروغی دیگر در شعر کردستان، شعر ژیلا حسینی، شاعر ژیلا، فروغی دیگر، گوای له داییک گه وره تر هه س له م دنیا؟؟؟
(ای به خاکی ژیر پات بم داییکه که م)
دایه گیان
ئه ی فریشته ی ئاسمانی توی ئه وینم دایه گیان خه م ره وینی روژی ده ردوماته مینم دایه گیان بی جه مالت روژی رونم وه ك شه وی یه لداده چی ئه ی هه تاوی ئاسمانی به رزی ژینم دایه گیان
زامه دوری ده رده دوری دور له تو بون مردنه مه رهه مه نوری جه مالت بو برینم دایه گیان
هه رله چاوم دایه دایه كاتی لاوی ئه وده مه ی جی خه وم بوباوه شت كوشت سه رینم دایه گیان
ئه وده مه ی دورم له خاك ونیشتمان وكوشی تو هه رخه ریكی ناله و ئه سرین وه رینم دایه گیان
دایه گیان زورت جه فا دیت تو له پیناوم منیش ئاره زومه تا ده ژیم مه رگت نه بینم دایه گیان
بی فیدای خاكی به ری پیت گیانی بی نرخی كه مال گه ردنم ئازا بكه ئیمان و دینم دایه گیان نوع مطلب : پیام تبریک، برچسب ها : دایه گیان، مادر، روز مادر، روژی داییک، سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : ناصر میرزایی
مربی تیم فوتبال کوردستان خواستار دیداری تدارکاتی شد
یكشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۲۵
و بمنظور آماده سازی این تیم برای مسابقات پیش رو ترتیب دهند. "عبدالله محمود" به شفق نیوز گفت:تیم فوتبال اقلیم کوردستان بمنظور آماده سازی خود برای تورنمنت فلسطین و رقابتهای تیمهای فوتبال اقلیمها نیاز به بازیهای تدارکاتی دارد و از فدراسیون فوتبال اقلیم میخواهیم تا چند دیدار تدارکاتی برای ما فراهم کند. وی گفت:هم اکنون 30 بازیکن در تمرینات ما شرکت میکنند ضمن اینکه ما از فدراسیون خواستیم که 5 روز زودتر از شروع رقابتهای اصلی به عمان برویم و دیدارهای دوستانه ای داشته باشیم. وی گفت:جدول رقابتهای لیگ عراق بر تمرینات ما تاثیر منفی میگذارد و ما نمیتوانیم بطور همزمان بازیکنانمان را در اختیار داشته باشیم،مثلاً در دیدار دوستانه ما با باشگاه موصل 5 بازیکن ما از کرکوک و یک بازیکن از اربیل غایب بودند. نوع مطلب : برچسب ها : مربی تیم فوتبال کوردستان، ورزش، ههژار و هێمن
هۆنهرانی کورد ![]() مهاباد
![]() كؤمار
![]() کوردستان
![]() وهزارهتی فهرههنگ
نوع مطلب : هنر مندان کورد، برچسب ها : وهزارهتی فهرههنگ، کوردستان، ههژار و هێمن، تكایە ...(موقتەدا) بە (گەزنەفۆن) مەچوێنن!!!...
ئەرێ بەڕاست ... برادەرینە ئەم هەڵایەتان لەپاى چیە؟!... ئەم بونە كڵاوسورى بەرلەشكرە بۆچى؟!..تاكەى هەمزە ئاغا دەبن؟!... تاكەى دەتانەوێ(گەزنەفۆن)ى ناشی ،لێنەزان ...كورد وتەنى: (لە ملەوە لێى هەڵدێ)؟!!...بكەنە هەڵۆ و سیمبولى ئاشتیخواز و خەمخۆرى پێكەوەژیان؟!.... پێشینان جوانیان فەرمووە(تەونى بێ تان و پۆ هەڵ مەخە)،مودەتێكە ئێوە بونەتە برا گەورەى عەرەبى عێراقى، هەر تەنگەژەیەك ڕووبەڕووى بەرژەوەندى زلهێزو ستەمكارانى ناوچەكەو دەروجیران دەبێتەوە، ئێوە دەبنە سەرى ڕم و زارەكى پەیمانتان دەدەنێ و دەتانكەنە براگەورە و دیوەخانتان جمەى دێت، عەجەم و فارس و ڕۆم و تورك وعەرەب ، بە دیوەخانتانا گوزەر دەكات. ئێوە لاسایى دیرۆكى(گەزنەفۆن) دەكەنەوە، وەلێ كارەكتەرو ڕاوێژكارەكانى دیوەخانتان ماشەڵایان لێ بێ خۆ حەپولكى كەس نادەن!!... دەیان ڕاوێژكارتان لەسەر ڕەقەم ڕیز كردووە!!... بەپێى پەیمانێك لە نێوان(كۆرش) ،سوپا سالارى یۆنانیەكان دەهەزار سەربازدێن بەپیر داواكەى . ئەو كاتەى (كۆرش) براكەى (ئەردەشێر)لەبابل بەجەنگ دێن،شەڕ لەسەر تەخت كورسى وتەماعى شاهانەیى لە نێوان دووبرادا دەست پێدەكات. كاتێك (كۆرش)لەناو دەچێت(گەزنەفۆن) یەكێك دەبێت لەو دەهەزار سەربازە یۆنانیە ، دواجار لەتەك هاوەڵەكانى دەكەونە تەنگەژەوە.هەرچەندە ئەم سوپایە سوپایەكى پارچە پارچە و تەماعى و ڕاوڕوت و تەماعى سەروەت و سامانیان هەبوە، بەهۆكارى (بێ كارى) لە ناوچە جیاجیاكانى یۆنان كۆدەبنەوە، لەژێرفەرماندە و سوپاسالارى یۆناندا. زۆرینەیان یەكتریان نەناسیوە، زۆر جار شپرزەو ڕێك نەبون، زۆرجاریش شەڕ لەنێوانیاندا دروست دەبوو. (گەزنەفۆن) ئەو مێژوونوس و نوسەرە یۆنانیەیە كە قوتابى (سوكرات)بووە. كاتێك لە بابل دەشكێن و سوپاى ئێران سوپاسالارى ئەم لەشكرە دەهەزاركەسیەى یۆنان دەكوژن ، ئیدى (گەزنەفۆن)ئەو فریادڕەسە دەبێت شكست دەكاتە سەركەوتنى سوپاى یۆنان و دەگەڕێنەوە زێدى خۆیان!!!.. هەروەك لە كتێبە بەناوبانگەكەیدا بەناوى (گەڕانەوە) ئاماژەى بۆ كردووە. بەهاتنى موقتەدا وەك هەڵۆیەكى ئاشتیخواز ، میانگیرى نێوان مالكى و سونەكان لەلایەك ، سەركردەى هەندێ لە حیزبەكوردیەكان و مالكى لەلایەك ، ڕۆژى 27/4/2012 لە سایتى (سبەى) لەوتارێكدا: نوع مطلب : مقالات، برچسب ها : تكایە ...(موقتەدا) بە (گەزنەفۆن) مەچوێنن!!!...، کردستان عراق ( اقلیم کردستان)
کردستان عراق کردستان عراق که اصطلاحا "اقلیم کردستان" نامیده میشود یک منطقهٔ خودگردان در بخش شمالی کشور عراق است. کردستان عراق از شرق با ایران از شمال با ترکیه و از غرب با سوریه هممرز است. مرکز آن اربیل یا بزبان محلی "هه ولیر" است. این منطقه ۴ میلیون نفر جمعیت دارد حکومت کردستان بر سه استان اربیل، سلیمانیه، دهوک و قسمتهایی از استانهای نینوا و دیاله تسلط دارد اما کرکوک در اختیار دولت مرکزی است. پس از جنگ کویت و عراق و وضع ممنوعیت پرواز عراق به بالای خط ۲۳ درجه در سال ۱۹۹۱ کردهای عراق عملاً توانستند حکومت خود را تأسیس نمایند و با حل اختلافات گروهی و قیام علیه حکومت بعث، حکومت منطقه را به عهده گرفتند. کردها این خیزش را «راپهرین» مینامند. پس از ده سال و با حمله دوباره امریکا به عراق در شمال و شمال شرقی عراق که به کردستان عراق معروف است کردها حکومت خود مختاردر جمهوری فدرال عراق به طور رسمی تشکیل دادند. در سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ نیز ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه عراق توسط کردها اداره میگردد. جلال طالبانی رئیس جمهور عراق استقلال کردستان از این کشور را «ناممکن» میداند و میگوید: «فرض کنیم که ما اعلام استقلال کردیم. عراق، ایران، سوریه و ترکیه نیازی ندارند که با ما جنگ کنند. اگر این کشورها مرزهایشان را ببندند و جلوی عبور و مرور ما را بگیرند، ما چگونه به زندگی ادامه دهیم؟»
ادامه مطلب نوع مطلب : روایت تصویر، برچسب ها : کردستان عراق ( اقلیم کردستان)، سلیمانیه، کوردستان، کردستان، سعدیبه یاد و بهانه ی بزرگداشت سعدی در اول اردیبهشت شیرازدراردیبهشت، بهشت زمین خداوند می شود وعاشقان سعدی سراسیمه به سوی آرمگاهش رهسپار می شوند و در كنار مزارش ردای بزرگداشت را به تن می كنند. سعدی در كنار درختانی كه برگ سبز به تن كرده اند در میان اشعار زیبایش در لباس آرام خلوص آرمیده است. پرندگان نغمه سرا، آرام و قرار ندارند و شكوفه ها و جوانه های بهاری در كنار نغمه سرایی اش، ترانه ی عشق سر می دهند و هوایی دل انگیز به آرامگاه ابدی او می بخشند. او زندگیش را با گلستان و بوستان در بهار طبیعت آرایش داده و صدای ترنم وموسیقی الحان غزلیاتش، همه را مدهوش و مدهوشان را شیداتر كرده است. با گلستانش، معنای زندگی را در جام یك رنگی می ریزد وتا امروز از تطاول باد خزان در امان بوده و صولت سرمای زمستان گرد و غبار فراموشی بر آن ننشانده است. بوستان معرفتش با طره های زیبای غزلیاتش از آسیب روزگار در امان مانده و گرد روزگار چهره ی شادابش را به زردی خزان مبدل نكرده است. اشعارش در جان ها حك شده و روح آدمیان را با لطافت طبعش نوازش می دهد. هنر شاعری اش، پرده ی اسرار پرده نشینان را رسوا می كند و آوازه ی سخن دلنوازش، بر گوش مطربان عشق نقش بسته است. روحش شاد در بوستان و گلستان معرفتش در بهشت شداد هم نشین ترانه های عشق باد. نوع مطلب : مقالات فرهنگ وادب کردی، برچسب ها : سعدی، بزرگداشت سعدی، نشستی صمیمانه با عباس کمندی
من در سال 1331 در شهر سنندج در محله ای به نام "جور آباد" و در مکانی به نام " گونج فاطمه خانم" به دنیا آمدم، که در آن نزدیکی چشمه ای زیبا وجود داشت. مادرم خانه دار و به طور کلی خانواده ی پدریم سلاخ بودند. خانواده ی پدریم عشیرتی و از طایفه ی قال قالی بو ده واکثر قریب به اتفاق خانواده ی پدریم خوش آهنگ و در واقع صدای خوبی داشتند. خیلی خوب به یاد دارم که منزل پدر بزرگ من پنجمین خانه ای بود که در این شهر رادیو داشتند. همسایه ها از خانه ی پدر بزرگم سیمی به بلند گو وصل کرده بودند تا بتوانند از آن طریق به رادیو گوش کنند..................دوران بچگی من خیلی سخت گذشت، پدرم را هیچگاه ندیدم و از این بابت رنج زیادی متحمل شدم. در محله ی جور آباد همراه با سایر بچه های محل بازی های مختلف می کردیم که در زمان فعلی خبری از آن بازیها نیست و چه حیف که ...؟بازی های رایج در آن زمان"هه لوکان"،"که رخول" و"قاوقاو" که این بازی اخیر را بیشتر شبها بازی می کردیم چون حال و هوای خاصی داشت.در روز علاوه بر بازی هایی که نام بردم فوتبال هم بازی می کردیم، اما من از همان دوران کودکی وضعیت متفاوتی داشتم. بیشتر با خود و درون پر از کشمکشم کلنجار می رفتم و کمتر در بازی های دسته جمعی شرکت می کردم. ولی در این روزگار یرای بچه ها سرگرمی های الکترونیکی جای خود را به بازی های محلی داده و بچه ها در بازی های جمعی کمتر مشارکت می کنند. و یا این که بچه ها با اسباب بازی هایی کلنجار می روند که در زمان ما از آن وسایل نه تنها خبری نبود بلکه اگر هم وجود داشت کمتر خانواده هایی می توانستند برای فرزندانشان تهیه کنند. در واقع اسباب بازی های آن دوره خیلی معمولی وپیش پا افتاده بودند و بیشتر آنها از طریق صعنت کاران محلی ساخته می شدند. من در آن زمان به گل بازی علا قه ی فراوانی داشتم. با گل برای مورچه ها خانه هایی درست می کردم که در داشتند و هنگامی که مورچه ها از آن عبور می کردند برایم لذت بخش بود. دور تا دور حیاط منزل پدریم با هر لانه ای که برخورد می کردم اینچنین خانه هایی می ساختم. آیا این گونه برخورد و نگاه شما نسبت به مور چه ها نشان دهنده ی کلنجار رفتن با درونتان نبوده است؟ زندگینا مه ی شخصیت های بزرگ زیادی را مطالعه کرده ام که بر جامعه ی بشریت تاثیر گذار بوده اند ، یعنی در زمانه ی خود مبداء تحول به حساب می آمدند. فقر نقطه مشترک زندگی همه این شخصیت هاست، که مانند یک امر عادی با آن برخورد کرده اند و هیتلر که در دنیا او را به عنوان یک جنایتکار می شناسند با مسئله ی فقر دست و پنجه نرم کرده است. پدر او در اتریش یک کارمند ساده اداره پست بوده و خانواده اش در فقر و تنگدستی به سر می برده اند. و افرادی چون"آبراهام لینکلن" و "ادیسون" که آنها نیز در فقر و محرومیت رشد کردند. البته شخصیت های بزرگ و تاثیر گذار دیگری نیز داشته ایم که در اوج رفاه و ثروت به قله ی سعادت رسیده اند. کسی چون"بودا"، شاهزاده ای که از تمام خوشیها و لذتها و مقام و شهرت چشم پوشی می کند. همچنین رهبر استقلال هندوستان"مهاتما گاندی" که او نیز ازمقام و ثروت رویگردان می شود و کمر به خدمت خلق می بندد. به هر حال در یک نگاه کلی بیشتر کسانی که در کار ادب و هنر مشغول فعالیت هستند در فقر و تنگدستی به سر برده و می برند. ادامه مطلب نوع مطلب : هنر مندان کورد، برچسب ها : نشستی صمیمانه با عباس کمندی، عباس کمندی، زندگی نامه عباس کمدی،
کناره گیری کردها از نشست اخیر شورای ملی سوریه در استانبول، بحث تعیین سرنوشت این اقلیت قومی را در کشور تحت حاکمیت بشار اسد، در معرض توجه ناظران قرار داده است. تنش میان اپوزیسیون سوریه و کردهای این کشور، تنها به جدل اخیر آنها در مورد نشست استانبول محدود نیست. ادامه مطلب نوع مطلب : اخبار كوردی(هوال)، برچسب ها : صف بندی کردها در قیام سوریه، کردهای سوریه، |
||