تبلیغات
هویت کورد

هویت کورد


نویسندگان
لینک دوستان
پیوندهای روزانه

ملاعبدالكریم مدرس

 ملاعبدالكریم مدرس بزرگ مرد کردستان و چهره جاویدان وی را بهتر بشناسیم

شادروان ملاعبدالكریم مدرس یكی از ستارگان جهان علم و ادب، تاریخ و فقه و تفسیر و الهیات و شعر است كه در تاریخ ملت كرد با سعادت زیست و با خوشبختی و سرفرازی مرد. »عاش سعیدا و مات سعیدا«. او نزدیك به یك قرن از عمر یكصد و چند ساله خود را وقف خدمت به ادب و فرهنگ این ملت كرد. عبدالكریم فرزند محمد از عشیره قاضی در روستای »تكیه خورمال« از توابع حلبچه در سال 1318 هجری قمری (1898 میلادی) و به روایتی 1323 هجری قمری متولد شد و همچون اكثر بزرگان جهان در كودكی پدرش را از دست داد و زیرنظر مادر فرزانه، پرورش و به تحصیل در مكتب پرداخت.

برای خواندن بقیه مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

برگرفته از وبلاگ(jafjaf.blogfa.com)

ملاعبدالكریم مدرس

قرآن و مقدمات صرف و نحو و گلستان را آموخت و در سال 1914 كه آتش جنگ اول جهانگیر شد به سلیمانیه رفت. پس از مدتی و با شروع قحطی در این شهر به هورامان برگشت و به خانقاه نقشبندیان در »دورو« كه مركز این طریقت در ایران بود و توسط عارف دانش پرور »شیخ علاء الدین« اداره می شد، رفت و پس از سیر و سفرهای فراوان، جهت تحصیل علوم الهی و با نظر و همراه آن شیخ روشن بین، به بیاره رفت و نزد علمایی چون ملا »سعید عبیدی« تلمذ نمود تا آنكه بار دیگر به كردستان ایران آمد و در حلقه درس شاگردان ملا »محمود بالكی« سلف مرحوم عارف و عالم نامدار حاج »ملا باقر بالك« در قریه بالك مریوان قرار گرفت. سرانجام به درخواست شیخ علاءالدین كه همواره مساعد و مرشد و مشوق او بود، به بیاره بازگشت و از شاگردان مدرس نامدار خانقاه بیاره »ملااحمد ره ش« قرار می گیرد. وقتی »ملااحمد بیاره« را ترك كرده و به سلیمانیه رفت، طلبه »مستعد« نیز همراه او بیاره را ترك كرد و به سلیمانیه آمد و تحصیلات خود را نزد »شیخ عمر ابن قره داغی« كه از مشاهیر علم و فضل كردان بود ادامه داد و نزد این استاد، منطق و حكمت، ریاضیات و هیأت، هندسه وبلاغت و اخلاق علمی و عملی آموخت. در اینجا ابواب كسب علوم و تحقیق و تفحص در دین شناسی و الهیات بر روی او گشوده شد. در سن 25 سالگی (1343 هجری قمری) عبدالكریم محمد جوان، اجازه افتاء و تدریس را از »ابن قره داغی« دریافت كرد و »ملا« شد، لقبی كه به حق زیبنده این طلبه جوان بود. اخذ »اجازه« از علامه شهیر ابن قره داغی در این تاریخ مصادف با سال 1923 بود كه تجزیه امپراطوری عثمانی به پایان رسید و دومین تجزیه ملت كرد بعد از جنگ چالدران تثبیت و كردها چهارپاره شدند. دشمنان كرد كمر همت به نابودی آن گرفته بودند و می رفت دیگر نام و فرهنگ آن باقی نماند. در چنین بحرانی در حجره های مساجد كردستان این طلبه جوان قد علم كرد. [او] كه هم فقیه بود و هم مفسر قرآن، هم شاعر بود و هم ادیب و به تاریخ ملتش گوشه چشمی داشت. هم به كردی شعر می گفت و هم به فارسی و عربی. نویسندگان و دانشمندان و خاندان های كرد را می شناخت و بعدها تاریخ حیات آنان را نوشت. او به معنای واقع ملا بود. دیری نگذشت كه این روستازاده دانشمند كه در شهر سلیمانیه اجازه افتا و تدریس در مذهب شافعی گرفته بود، چون شافعی در جوانی، احترام همه عالمان هم عصر خود را كسب كرد. ذهن نقاد او در سنین جوانی و تلاش او برای روشنگری در دین و جلوگیری از ورود ملتش به جاده گمراهی و بلكه بیراهی او را »غزالی« زمان كرده بود كه دنبال یافتن »كیمیای سعادت« برای مردمی تجزیه شده و از دامن مادر و همنژادان جدا گشته بود. او بعدها در رشته های مختلف فقه و تفسیر، مباحث انتقادی نوشت تا »احیای علوم دین« كند و برخلاف علمای سلف كرد نه به زبان عربی و فارسی كه به زبان كردی این تلاش ها را انجام می داد. اینكه ملای جوان این راه را و این زبان را انتخاب نموده بود، همان توجه به ملیت و فرهنگ خود بود. او در سال 1923 كه نخستین دوره جنگ های - »ملك« به آمال نرسیده كرد - شیخ محمود برزنجی به پایان رسید و »شیخ« اسیر انگلیسی ها شد، در یكی از روستاهای حلبچه عراق به تدریس اشتغال ورزید. جاذبه طریقت نقشبندی و مساعدت مشایخ دانش دوست این طریقه او را به بیاره در میان كوههای سربه فلك كشیده كردستان - كه مركز اصلی طریقت نقشبندی بود - كشاند، اما ملاعبدالكریم صاحبدلی نبود كه از مدرسه به خانقاه بیاید و درس و فحص را رها كند. او صاحبدلی بود كه دل در گرو حیات ملت خود داشت. ملت خود را در حال غرق شدن می دید و جهد كرد كه »بگیرد این غریق را«. او در پناه خانقاه و طریقت، مدرسه بیاره را توسعه داد و با بحث و فحص خود، نظامیه ای كوچك در دل كوهها هورامان به وجود آورد. »بیاره« به راستی نظامیه ای كوچك نه در بغداد و نیشابور بلكه در كوههای سر به فلك كشیده هورامان [بود] كه از سال 1348 هـ.ق تا 1371 »ملاعبدالكریم«، مدرس اصلی آنجا شد. او در میان مردم به مدرس خانقاه بیاره معروف گردید و خود آن مرحوم هم به این امر افتخار می كرد و در كتاب های اولیه خود، نویسنده را ملاعبدالكریم، مدرس خانقاه بیاره، معرفی می كرد. از 23 سالی كه در این خانقاه تدریس كرد، حدود 50 نفر از دست او اجازه افتا و تدریس گرفتند كه از میان آنان در ایران به چند نفر مانند روانشادان حاج ملا »باقر بالك مریوان« و حاج ملا »زاهد ضیائی« امام جمعه فقید پاوه اشاره می كنم. او در سال 1371 هجری قمری هنگامی كه مشهور آفاق و از هر لحاظ قبله دل ها شده بود، به سلیمانیه رفت وبعد از سه سال عازم كركوك شد و شش سال بعد به دعوت شیخ »محمد قزلجی« نوه علامه »قزلجی«، كركوك را به قصد بغداد ترك كرد و در جامع شیخ عبدالقادر معروف به »غوث گیلانی«(ره) مدرس شد. در حوزه جامع غوثیه علاوه بر تحقیق و تفحص در زمینه شعر و ادب و شریعت و تفسیر، طلاب زیادی از ایران، تركیه، الجزایر، مراكش و اندونزی و سایر كشورهای اسلامی به محضر او راه یافتند و اجازه افتا و تدریس دریافت كردند.

او به آموزش علوم دینی فقه و اصول و تفسیر و كلام همت گماشت. تدریس این علوم به تنهایی، ملای جوان را راضی نمی كرد. او به تحقیق و تفحص در تاریخ و ادبیات ملتش همت گماشت. به زبان و ادب كردی توجه نمود، آثار و نوشته ها و دیوان های شاعران و نویسندگان كرد را جمع كرد. اگر كرد پارچه پارچه شده بود، فرهنگش نباید از بین برود. او شروع به حفظ و احیای فرهنگ این ملت كرد، فرهنگی كه سیصد سال پیش از او »شیخ احمد خانی« و »ملای جزیری« در شعر و ادب، و »شرف الدین خان بدلیسی« در تاریخ احیای آن را شروع كرده بودند. ملای جوان بدون توقف و خستگی - یا به قول كردی »بی وچان« - شروع به این كار كرد. ابتدا اسامی شاعران كرد را طومار كرد و سپس حوزه شعری آنان را مشخص نمود. هر شعری را كه می شنید حتی هنگامی كه درس می خوانده و یا درس می گفت از هیچ كوششی برای ثبت و ضبط آن دریغ نمی كرد. همیشه قلم و كاغذ به همراه داشت. مداد و مدادتراش كه انگلیسی ها به عراق آورده بودند، همیشه آماده بود. هر شعر تازه ای كه از شاعران كردتبار بود، می شنید، یادداشت می كرد و اگر قرائتی غیر از قرائت های دیگری بود كه او قبلاً شنیده بود پرس و جو می كرد و منشأ قرائت یا شنیدن آن را می پرسید و همه را یادداشت می كرد. او پی برد به اینكه كرد هم در تاریخ مكتوب 2700 ساله حیات خود گنجینه ای از فرهنگ و ادب و شعر و هنر و تاریخ دارد. بعضی مكتوب شده اند و بعضی مكتوب نیست و سینه به سینه رسیده است. بعضی هم نوشته های پراكنده ای است كه باید جمع آوری شود. دیوان بسیاری از شعرای كرد كه مكتوب شده، مانند دیوان همه شعرای عرب و فارس تحریف شده و كاتبان به میل خود اشعاری از آن را تغییر داده و كم و یا اضافه كرده اند. هركس به میل خود دیوانی را جمع كرده و آن را نزد خود نگه داشته بود و همچون دیوان شعرای فارسی گوی ایرانی، گاهی در دیوان شعرای كرد هم اشعاری یافت می شود كه هیچ تجانسی با ذوق و سلیقه و سبك آن شاعر نداشته است. به همین جهت این عالم و ادیب شروع به جمع آوری و تصحیح دیوان های شاعران كرد نمود و برای این كار ابتدا دیوان ملا »عبدالرحیم معدومی تاوه گۆزی« مشهور به »مولوی كورد« را تصحیح و تنقیح نمود. هم به علت علاقه ای كه به مولوی داشته و هم به علت معروفیت مولوی در میان كردان در آن سالها، همه دلها به سوی او بود، شهباز عرصه شعر و ادب كردی، گرچه مولوی خود دل به سویی دیگر داشت.

شهبازترلان لان مولان آباد

بائه ی دل بوفیض رای مولان آباد

تصحیح دیوان »سالم« و دیوان »محوی« دو شاعر بلندپایه كرد از دیگر آثار او بود كه هردو با شرح و توضیح و مقدمه آن بزرگوار است. سپس دیوان »نالی« را تصحیح كرد. او با همكاری دو فرزند دانشمند خود - فاتح عبدالكریم و محمد ملا كریم - همزمان با این كتاب ها، كتاب های »علمائنا فی خدمت العلم و الدین« را نوشته كه دانشمند فرزانه كرد مرحوم »احمد حواری نسب« آن را تحت عنوان »دانشمندان كرد در خدمت علم و دین« ترجمه كرده و به همت مدیر روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده است. »بنه ماله ی زانیاران« و »شریعت اسلام (در چهار جلد) بنابه مذهب شافعی«(ره) و »تفسیر قرآن به زبان كردی« و »یادی مه ردان« در احوال و آثار مشایخ نقشبندی و اورامان و كتاب »جواهر الفتاوای علمای كرد« و نزدیك به 50 اثر دیگر در ادب، شعر، فقه و دین شناسی از آثار این عالم فرزانه است.

به این ترتیب به قول »هیمن« شاعر ملی كرد، امروز هیچ كرد پاك و خوب و دیندار دلسوز و ادب دوستی نیست كه با دل و جان خود را مدیون این استاد فرزانه و دانای كرد نداند و اگر كسی باشد و خود را رهین منت آن بزرگوار نداند، حقی را نادیده گرفته است. زیرا این استاد بزرگوار كه فرزندانی دانشمند را نیز تربیت نموده است با تمام توانایی خود در خدمت این ملت بوده اند و از هیچ چیز در این راه دریغ نكرده اند. به راستی هم خدمات ارزنده این خانواده خوب به دین وفرهنگ و زبان و ادب و آگاهی ملت ما شایسته احترام و سپاس مردم است.

قطعاً این خدمت آنان بی پاداش دنیوی و اخروی نخواهد بود. فكر می كنم این احترامی كه ملت عراق به تمامی (اعم از عرب و كرد و تركمن) به او نموده اند و مراسم مختلف كه برای او برگزار شد و پیام هایی كه رئیس جمهور فرزان عراق و رهبری اقلیم كردستان فرستادند ونیز احترام دولت عراق می تواند پاسخی به حیات پربار این استاد فرزانه باشد. هیمن شاعر ملی كرد در جایی دیگر در مقدمه دیوان نالی می گوید: »وقتی در حجره تنگ و تاریك این دانشمند گرانقدر در مدرسه شیخ عبدالقادر رحمت الله تعالی علیه نشسته بودم فكر می كردم اگر همه نوشته های این استاد كوتاه قد لاغر اندام خونگرم، نكته دان، نكته گوی و نكته سنج را در كفه ترازویی بگذاریم و استاد هم در آن كفه دیگر ترازو قرار گیرد قطعاً آنقدر آثار او زیاد است كه سر استاد به سقف حجره می خورد. قطعاً اگر عشقی پرسوز ایمانی راسخ و اراده ای قوی در این وجود نجیب و ذات مقدس و كهنسال نبود، او نمی توانست این همه خدمت به علم و ادب و اسلام و دین بكند و خسته نشود«.

در آخر كلام لازم است به نكته دیگری نیز اشاره كنم و آن اینكه راجع به تفسیر قرآن مجید به زبان كردی و عربی و كتاب »شریعت اسلام« به زبان كردی كاری نیست كه از هر كسی ساخته باشد و شرح آن چنان نیست كه در این مقال بگنجد. در این جا از دانشجویان رشته فقیه و الهیات در ایران می خواهم در تزهای دوره های فوق لیسانس و دكتری خود راجع به این دانشمند بی مثال كه در فقه، شافعی زمان و در ادب و شعر و شاعری »احمد خانی« و در تاریخ »شرفخان بدلیسی« بود تحقیق كنند و آثار او را بیشتر به مردم بشناسند، چنانكه دانشمندان گفته اند »كمتر كتابی به عظمت »شریعت اسلام« مدرس در فقه شافعی نوشته شده است.« در مورد »نالی« هم تاكنون كسی نتوانسته است به این صورت اشعار این غزلسرای كرد را آنگونه كه مرحوم استاد »محمد تقی جعفری« شخصاً به من فرموده اند »هر غزلی از آن یك كتاب را نقد كند«. نقش ملاعبدالكریم در زبان كردی و لغت سازی و پیدا كردن لغات كردی در لهجه های مختلف و سفارش به طلبه های جوان به شنیدن شعرها و ترانه ها از زبان مردم در عروسی و عزا و یادداشت كردن آن [ستودنی است] و همچنین او اولین كسی بود كه كتاب های مذهبی و فقیه و تفسیر را به زبان كردی نوشت و زبان كردی را در این مورد به كار گرفت و به غنای آن كمك نمود. روانش شاد و یادش گرامی باد.

برگرفته از وبلاگ(jafjaf.blogfa.com)



طبقه بندی: ژیان نامه،
برچسب ها: ملاعبدالكریم مدرس،
[ شنبه 1 بهمن 1390 ] [ 09:38 بعد از ظهر ] [ ناصر میرزایی ]

درباره وبلاگ

من که کوردم با بنووسم ده فته ر و دیوانی کورد

با به له د بن ئه و که سانه یی موده عین میزانی کورد

به کوردی ده ژیم به کوردی ده مرم
به کوردی دیده م وه رامی قه برم

به کوردی دیسان زیندوو ده بمه وه

له و دنیاش بو کورد تی هه ل ده چمه وه
Email:Naserm23@gmail.com
hotmail:naserm23@hotmail.com
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

اخبار كردستانات






بازی آنلاین


چاپ این صفحه



در این وبلاگ
در كل اینترنت

مجله گول سوو


مجله فیلی


?